تبلیغات
در مسیر بیداری
 
در مسیر بیداری
وارد شو و چیزی به من بیاموز. حتی یك كلمه!
درباره وبلاگ


به نام آنكه حق است همیشه

خدمت شما عزیزان سلام عرض میكنم.
این وبلاگ صرفآ برای اطلاع رسانی است.آنچه را مفید میدانم به شما میگویم و خواهش میكنم هرچه میدانید به ما بگویید حتی یك كلمه!

به امید آن حقیقتی كه جهانیان چشم به انتظارش هستند.

مدیر وبلاگ : مدیریت سایت
مطالب اخیر
برچسبها
جمعه 28 بهمن 1390


به نام خداوندی كه برای اولین بار اینگونه به آخرین پیامبرش فرمود:




بخوان !





سلامی گرم و از صمیم قلب خدمت شما عزیزان.
حضور گرمتان را خیر مقدم عرض میکنیم و امیدواریم لحظاتی خوب و خوش در این وبلاگ داشته باشید.

در این دنیایی كه به دنیای اطلاعات معروف است هركه اطلاعاتش بیشتر باشد , قدرتمندتر است.

حالا خوب فكر كنید چه نوع اطلاعاتی  ضروری است كه باید بدانید؟

بر خود واجب میدانم خدمت شما بازدیدكننده محترم این مطلب را یادآوری كنم كه اكثریت قریب به كل  مطالب این وبلاگ از دیگر سایتها جمع آوری شده و چون به نظر نویسنده باید این مطالب گسترش پیدا كنند در وبلاگ درج شده اند.
پس درج این مطالب به معنی 100% درست بودن نیست.

همه چیز را بدانید و بهترین را انتخاب كنید برای باور كردن.


afgqoqnoos@gmail.com

 شرایط عضویت                           شرایط تبادل لینک                             





با تشكر




نوع مطلب :
برچسب ها : بیداری اندیشه، تفکر، اندیشه، انجمن بیداری اندیشه ی جهانی، پست ثابت،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

مقام های محلی در ولایت جوزجان در شمال کشور می گویند که یک زن جوان در ولسوالی منگجیک این ولایت دست به خودکشی زده است.



فقیرمحمد جوزجانی، قوماندان امنیه ولایت جوزجان با تایید این رویداد به خبرگزاری بخدی گفت: "این زن جوان (میرا) نام داشت که با خوردن تیزاب خود را کشت."
او گفت که علت خودکشی این زن جوان تا هنوز معلوم نیست اما احتمال داد که علت اصلی این رویداد خشونت های خانوادگی باشد.
قوماندان امنیه ولایت جوزجان می گوید که تا به حال کسی در پیوند با این رویداد بازداشت نشده اما تحقیقات پیرامون قضیه آغاز شده است.
در همین حال سمونوال ممنون، مدیر جنایی قوماندانی امنیه ولسوالی منگجیک می گوید که این زن جوان 25 سال سن دارشت و شش ماه قبل عروسی کرده بود.
او گفت این زن اطلاع یافته بود که شوهرش در ولسوالی اندخوی ولایت فاریاب با دختر دیگری می خواهد عروسی کند و به همین دلیل دست به خودکشی زده است.
جوزجان در شمال کشور از ولایت های به شمار می رود که بیشترین خشونت علیه زنان در سال جاری در این ولایت به ثبت رسیده است. 
‌ازدواج‌های اجباری و زود هنگام، قتل‌‌های ناموسی، بدل دادن و خشونت‌های خانوادگی از عوامل اصلی خشونت علیه زنان در ولایت جورجان خوانده شده است.
خبرگزاری بخدی



نوع مطلب :
برچسب ها : یک زن جوان در جوزجان خودکشی کرد،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 29 بهمن 1392
بسم الله
یک روز دلی در پی دلدار بودم
یک روز غمی در پی غمخوار بودم
روزی بر سر سجاده ی عشق
منتظر معجزه یار بودم
یک شب یکی آمد اندر دل من
آنروز ندانستم که دیوانه یا هوشیار بودم؟
خوشحال از اینکه آمد به برم
آنکه یک عمر به شوقش چشم به در و دیوار بودم
چندی گذشت و من فهمیدم
بازیگری لایق در دست بی رحم آن یار بودم
من که پیش احدی سر خم نمیکردم
دیدم که چگونه پیشش ذلیل و خوار بودم
گفتا راست به راست رفتم ، گفتا چپ به چپ دویدم
گویی منِ اسب چموش نزد او با زین و افسار بودم
روزی به خود آمدم که ای غافل، بین!
این همه مدت است که من سر کار بودم 
آن هم برفت و من ماندم و دل
دل داند که آنروز در چه احوال بودم
دیگری آمد یکی بهتر ز او
کس نداند که چقدر خوشحال بودم
این یکی بهتر ز آن از هر نظر
لیک قصه کوتاه ..... باز هم سرکار بودم
رفتند یاران قدیم و من مانده ام به جا
با دلی که که هیچ کس نداند دردش را جز خودم
عهد بسته بودم با دلم که نشوم یار این و آن
لیکن چندی نگذشت که دیدم شکار شده ام
این بار به دست مهربان تر از همه
یکی که دلش شکسته بود مثل خودم
چند روزی به عیش و نوش گذشت روزگار ما
ولی باز بدیدم که تکرار بوده ام
بعد از کلی تفکر و دیدِ ماجرا
فهمیدم دلیل این همه رنج و زجر و آه
دلیلش نه هوس بود نه بد دلی
دلیلش این بود که ساده و غمخوار بوده ام 
توبه توبه من دیگر نمیشوم عاشق 
این را چاپ کرده و مهر بر دیوار کرده ام
سینه ام گشته گنجینه ی رازهای تلخ
دیگر نمیدانم چه هستم و یا آنکه چه بوده ام؟
لیک فقط همین دانم و نیست بیش از این
از نصف شب تا کنون منتظر زنگ آخرین یار بوده ام .



ققنوس















نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 29 بهمن 1392
بسم الله
یک روز دلی در پی دلدار بودم
یک روز غمی در پی غمخوار بودم
روزی بر سر سجاده ی عشق
منتظر معجزه یار بودم
یک شب یکی آمد اندر دل من
آنروز ندانستم که دیوانه یا هوشیار بودم؟
خوشحال از اینکه آمد به برم
آنکه یک عمر به شوقش چشم به در و دیوار بودم
چندی گذشت و من فهمیدم
بازیگری لایق در دست بی رحم آن یار بودم
من که پیش احدی سر خم نمیکردم
دیدم که چگونه پیشش ذلیل و خوار بودم
گفتا راست به راست رفتم ، گفتا چپ به چپ دویدم
گویی منِ اسب چموش نزد او با زین و افسار بودم
روزی به خود آمدم که ای غافل، بین!
این همه مدت است که من سر کار بودم 
آن هم برفت و من ماندم و دل
دل داند که آنروز در چه احوال بودم
دیگری آمد یکی بهتر ز او
کس نداند که چقدر خوشحال بودم
این یکی بهتر ز آن از هر نظر
لیک قصه کوتاه ..... باز هم سرکار بودم
رفتند یاران قدیم و من مانده ام به جا
با دلی که که هیچ کس نداند دردش را جز خودم
عهد بسته بودم با دلم که نشوم یار این و آن
لیکن چندی نگذشت که دیدم شکار شده ام
این بار به دست مهربان تر از همه
یکی که دلش شکسته بود مثل خودم
چند روزی به عیش و نوش گذشت روزگار ما
ولی باز بدیدم که تکرار بوده ام
بعد از کلی تفکر و دیدِ ماجرا
فهمیدم دلیل این همه رنج و زجر و آه
دلیلش نه هوس بود نه بد دلی
دلیلش این بود که ساده و غمخوار بوده ام 
توبه توبه من دیگر نمیشوم عاشق 
این را چاپ کرده و مهر بر دیوار کرده ام
سینه ام گشته گنجینه ی رازهای تلخ
دیگر نمیدانم چه هستم و یا آنکه چه بوده ام؟
لیک فقط همین دانم و نیست بیش از این
از نصف شب تا کنون منتظر زنگ آخرین یار بوده ام .



ققنوس















نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 471 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی